تبلیغات
خبر بین

خبر بین
دعا کنید تا توانایی آن را داشته باشید که از پس یک زندگی دشوار برآیید. 
نویسندگان
ظاهرا به قتل رسیدن میترا استاد تنها یک قتل از سوی فردی به نام محمدعلی نجفی نبود بلکه پرونده جدیدی را گشود که به اذعان بسیاری از افراد تداوم آن ناخوشایند است و آن هم رونمایی همسران دوم افراد شناخته شده در عرصه سیاست و هنر!
شیفت همسران دوم از سیاست به هنر!
رویداد۲۴ دادگاه محمدعلی نجفی قرار است دهم تیرماه برگزار شود، اما مدت کمی از قتل میترا استاد نگذشته بود که همسر مشاور احمدی‌نژاد با انتشار تصاویری از رابطه همسر خودش یعنی عبدالرضا داوری با یک خبرنگار پرده برداشت و از اتفاقاتی نوشت تا نشان دهد همسرش به زندگی با او و فرزندش متعهد نیست بلکه با خانم دیگری ارتباط دارد که البته آن خانم هیچگاه این رابطه را نپذیرفت.
 
ماجرا به داوری ختم نشد بلکه پرونده از دنیای سیاست به دایره هنر شیفت کرد و این بار مهنوش صادقی مدعی شد که همسر مهدی هاشمی کارگردان و بازیگر قدیمی است. مهنوش صادقی بازیگر سریال «دردسر‌های عظیم» با انتشار ویدئویی گفت: «مدت‌ها بود از من درباره موضوعی سوال می‌کردید که طبق صلاح‌دید خودم پاسخی به آن نمی‌دادم. مدت‌ها بود این موضوع را پنهان کرده بودیم، اما اکنون احساس می‌کنم زمان مناسبی برای افشای آن است. فکر می‌کنم الان زمان مناسبی باشد برای اینکه بگویم من همسر رسمی آقای مهدی هاشمی هستم.»
 
این ادعا، اما خیلی زود از سوی نورا هاشمی دختر مهدی هاشمی و گلاب آدینه تکذیب شد. نورا هاشمی گفت: «پدرم همین لحظه در منزل و کنار ما هستند و شناسنامه‌شان هم گواه دروغ بعضی افراد معلوم‌الحال است.» گلاب آدینه هم در اینستاگرامش در پاسخ به کاربری که در این باره از او سوال کرد، پاسخ داد: «توجهی نکنید، ببینید و بخندید.» در نهایت و در حالی که بسیاری در انتظار تکذیب ازدواج مجدد مهدی هاشمی با مهنوش صادقی بودند، او این خبر را تایید کرد و گفت: «عده‌ای آن ویدئو را تکذیب کردند که از حقیقت خبر نداشتند. این واقعیتی است که اتفاق افتاده؛ و اصلا چه اهمیتی دارد؟ فضای مجازی جای بیان مشکلات مردم است نه جای این اخبار زرد.»

موافقان و مخالفان افشاگری مجازی

این اظهارات مهدی هاشمی با انتقاداتی مواجه شد چرا که او فراموش کرد مهنوش صادقی در همین فضای مجازی از ازدواج با مهدی هاشمی سخن گفته بود و خودش هم در همین فضا به تایید ازدواج دومش پرداخت؛ بنابراین تقبیح انتشار اخبار در فضای مجازی از سوی مهدی هاشمی کمی غیرواقعی است.
 
در این راستا خبرآنلاین نوشت: «آقای هاشمی، زندگی شخصی‌تان حریم بسته و امن خودتان است و اصلا اینکه چه کرده‌اید به هیچ یک از ما ارتباطی ندارد که ما را چه به دانستن اخبار اندرونی‌تان. قصه شما حتی مثل قصه محمدعلی نجفی و مرحوم میترا استاد هم نیست که کسی عکس‌هایش را لو داده باشد. وقتی همسر جدیدتان یکباره برای اینکه احتمالا همسر اول‌تان و همه آن‌هایی که نمی‌دانند، بدانند او کجای زندگی‌تان ایستاده، ویدئویی منتشر می‌کند که می‌داند کل شبکه‌های اجتماعی را درخواهد نوردید، دیگر این مردم نیستند که سرک به زندگی شما می‌کشند یا اخبار زرد را پیگیری می‌کنند. این شما و این همسر محترمتان هستید که همه را به زندگی‌تان فراخوانده‌اید. این شمایید که هنجار‌های اخلاقی جامعه را زیر پا گذاشتید. این شمایید که اگر به ادبیات خودمانی مورد استفاده در ویدئوتان بخواهیم پاسخی برای‌تان داشته باشیم، باید گفت: قیمه‌ها را ریخته‌اید روی ماست‌ها! قیمه‌ها را چرا می‌ریزید روی ماست‌ها جناب مهدی هاشمی؟»
 
مهرزاد دانش منتقد سینمایی نیز در اکانت توئیترش نوشت: «قبلا حرف‌های نازل را درباره این که کی زن دوم کی است و فلانی کی از زنش جدا شده و بهمانی با آن یکی در فلان مغازه دیده شده، با عنوان حرف‌های لب‌خزینه‌ای یاد می‌کردند. حالا همگی لب خزینه بزرگی به نام شبکه‌های اجتماعی نشسته‌ایم و صفا می‌کنیم. این توسعه بزرگ فرهنگی مبارک‌مان باشد.»
 
اما برخی دیگر مانند سمیه علیپور فعال عرصه سینما معتقد هستند: «من از کسانی هستم که از دیدن چنین موضوعاتی به خصوص در مورد هنرمندانی که برایم عزیز‌ند و نقش پررنگی در ذهنم دارند غمگین می‌شوم، چه ماجرای امیر جعفری و صحبت‌های عجیب او باشد چه اتفاق اخیر در مورد مهدی هاشمی و چه فضاسازی‌هایی که در مورد نگار جواهریان صورت گرفت. با مختار بودن هنرمندان در مورد شیوه زندگی و این‌ها کاری ندارم، موضوع این است که اگر امروز زنی در فضای مجازی داد می‌زند من همسر فلانی هستم، چند سال قبل زنی دیگر در مجلس داد می‌زد که همسرم زنی دیگر گرفته. اگر زمانی گروهی ترجیح می‌دادند «دم پر» قدرت بچرخند و از پول و امتیاز‌های آن بهره‌مند شوند، امروز هم گروهی دیگر همین کار را می‌کنند.
 
ما به معنای برآیند کلی جامعه خیلی تغییر نکرده‌ایم، فقط از مقطعی سیاست، گفتنِ برخی ناگفته‌ها (آن هم بنا به مصلحت و گزینش شده؛ مناظره‌های ۱۰ سال قبل را به خاطر بیاورید) شد و در نتیجه نگرانی مردم از ابراز آنچه در سر داشتند، (غالبا از همان جنسی که در نتیجه آن سیاست فضا برایش فراهم شده بود) کمتر شد و فضای مجازی هم فقط بستری شد برای نوشتن و گفتن و تصویر کردن واقعیت‌هایی که سال‌ها پرده ضخیم «هیس… نگوووو»‌ها آن را مهار کرده بود. صادق باشیم ما همین هستیم و بودیم».

۲۶ سال کوچکتر از مهدی هاشمی!

ظاهرا همسر دوم مهدی هاشمی ۲۶ سال از او کوچکتر است. مهنوش صادقی متولد مرداد ۱۳۵۱ در تهران، بازیگر است. او فارغ التحصیل لیسانس رشته طراحی صحنه و لباس از دانشگاه هنر و معماری می‌باشد، چند سالی است در سینما و تلویزیون بازی می‌کند.
 
او از سال ۶۸ تا سال ۱۳۷۲ خیلی جدی تئاتر کار می‌کرد تا اینکه با فیلم سینمایی جاده عشق به کارگردانی رجب محمدین وارد قاب تلویزیون شد. مهنوش صادقی از سال ۱۳۷۶ سریال کوه‌های سفید به کارگردانی مهدی هاشمی وارد قاب تلویزیون شد و سال ۷۷ با سریال جنگ ۷۷ به کارگردانی مهران مدیری دیده شد. بازی در «ببخشید شما» و «نیلوفرانه» در سال ۷۸ از دیگر همکاری‌های وی با مدیری می‌باشد. صادقی مدتی به‌علت برخی شایعات و حواشی در زندگی شخصی‌اش از سال ۱۳۸۰ تا ۸۹ دچار محدودیت بازی شد و حتی مدتی به خارج از کشور نیز رفت. مهنوش در فیلم تلویزیونی شعری که زندگی است به کارگردانی خواهرش سال ۸۷ بازی کرد و سال ۹۳ نیز در سریال مستانه به کارگردانی مهیار عبدالملکی به تلویزیون بازگشت. اما مشهورترین اثر او حضور در سریال دردسر‌های عظیم سال ۹۴ می‌باشد. صادقی این روز‌ها در کنار طراحی صحنه و لباس از بازیگران تئاتر است و فیلمنامه‌نویسی نیز می‌کند، باید دید او به دوران اوج فعالیت هنری خود برمی‌گردد یا نه؟
منبع: روزنامه آرمان




برچسب ها: مهدی هاشمی، گلاب ادینه، مهنوش صادقی، ازدواج، طلاق، نورا،
[ سه شنبه 11 تیر 1398 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ م.ف ]

ظهر روز سه شنبه هفتم خرداد ماه سرپرست دادسرای امور جنایی تهران از قتل همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران خبر داد.

سیر تا پیاز ازدواجی که با ضرب گلوله به پایان رسید/ پرونده همسر شهردار اسبق هم مانند شهلا جاهد می‌شود؟، هیچ‌یک از ۲۱ عضو شورای شهر تهران که سرخوش از پیروزی قاطع بر رقبایشان در انتخابات، «محمدعلی نجفی» را برای هدایت شهرداری تهران روانه ساختمان بهشت کرده بودند، گمان نمی‌کردند اولین انتخابشان برای تهران آنقدر حاشیه‌ساز شود که پس از استعفا از آخرین مسئولیت نیز همچنان نامش بر سر زبان‌ها باشد؛ آن هم با خبر یک قتل.

محمدعلی نجفی، دوازدهمین شهردار رسمی تهران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب است؛ مردی شیک‌پوش که در دی ماه سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. او فعالیت کاری خود را با ریاست دانشگاه صنعتی اصفهان آغاز کرد، اما خیلی زود وارد سطوح عالی دولتی در کشور شد و از سال ۶۰ تا ۷۹ حضور در سمت‌هایی، چون وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و ریاست سازمان برنامه و بودجه را تجربه کرد. او از سال ۸۶ به سومین شورای اسلامی شهر تهران راه یافت و تا سال ۹۲ و پیروزی دولت تدبیر و امید در این منصب ماند تا اینکه از سوی رئیس جمهور به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش به مجلس وقت معرفی شد، اما با اختلاف یک رأی از حضور در کابینه بازماند تا این بار با حکم مستقیم رئیس جمهوری به عنوان رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وارد هیأت دولت شود؛ مسئولیتی که البته چندان هم طولانی نشد و حدود هفت ماه بعد با استعفای نجفی به پایان رسید. پس از آن نجفی مدتی سرپرست وزارت علوم شد و در جایگاه مشاور رئیس جمهور به فعالیتش ادامه داد تا اینکه با انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران و پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان، به عنوان شهردار منتخب راهی ساختمان خیابان بهشت شد.

 

چند ماهی از آغاز به کار نجفی نگذشته بود که شایعات پیرامون بیماری، کسالت و تصمیمش برای استعفا خبرساز شد؛ بیماری‌ای که پیش از این در بهمن ماه سال ۹۲ نیز بهانه‌ای برای استعفای نجفی از ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شده بود، اما اعلام شد که آن بیماری با طی دوران استراحت بهبود یافته و استغفا کذب است.

نجفی در این مقطع در مصاحبه‌ای تاکید کرد که «ایستاده است»، اما ایستادگی او چندان دوام نیاورد. در این زمان او با یک حاشیه دیگر روبرو شد؛ اجرای حرکات موزون توسط چند دختربچه در یک مراسم که خبرش توسط رقبای سیاسی جریان مقابل، جنجالی شد؛ او نهایتاً در آخرین روز‌های سال ۹۶ از تصمیمش برای استعفا از شهرداری تهران خبر داد و در توضیح به خواندن شعری از مولانا بسنده کرد: «خوش‌تر آن باشد که سر دلبران… گفته آید در حدیث دیگران. …»

اصرار نجفی بر استعفا گرچه یکبار با مخالفت شورای شهر تهران روبه رو شد، اما در نهایت با پافشاری او به سرانجام رسید و او در فروردین ماه سال ۹۷ از شهرداری تهران کناره‌گیری کرد. از همان ایام سکوت نجفی آغاز شد و تنها تصویری از عیادت چند عضو شورای شهر تهران از شهردار سابق در یکی از بیمارستان‌ها منتشر شد.

سکوت نجفی، اما نه تنها نامش را از رسانه‌ها حذف نکرد، بلکه نامی دیگر را که از مدت‌ها قبل در محافل خصوصی شنیده می‌شد، حتی در رسانه‌های رسمی در کنار نامش نشاند؛ زنی جوان به نام «میترا استاد» که ابتدا گفته شد همسر موقت نجفی است و بعد‌ها مشخص شد که همسر دوم اوست. بسیاری میترا را که حالا با نام خانوادگی همسرش شناخته می‌شد، عامل استعفای نجفی می‌دانستند و همین امر سبب افزایش حواشی و شایعات پیرامون شهردار سابق شد.

اصرار شهردار تهران بر سکوت، اما بر خلاف اصرارش بر استعفا نتیجه دلخواه را برای وی رقم نزد، چرا که مدتی بعد، یک کانال تگرامی گفت‌وگویی با همسر دومش را منتشر کرد که حاوی نکات قابل توجهی از زندگی وی بود؛ گفت‌وگویی که هیچگاه از سوی نجفی یا وابستگان وی تکذیب نشد. میترا استاد در این گفتگو گفت: «هر فردی می‌تواند عاشق بشود و ازدواج کند، همه انسان‌ها تا زمانی که جان دارند در وجود ما حس دوست داشتن وجود دارد. هر انسانی یک زندگی خصوصی دارد؛ چه آقای دکتر نجفی و هر شخصیت دیگر؛ درست نیست با کسی که واقعاً اینقدر برای کشور و نظام زحمت کشیده است، این‌طوری رفتار کنند؛ با تمسخر صحبت کنند که ایشان چرا ازدواج کرده است. متأسفانه به من تهمت زدند که من زن صیغه‌ای دکتر نجفی هستم در حالی که من عقدنامه دارم و حتی اگر صیغه هم باشد هیچ مشکلی نداشت.»

او با اشاره به «تهمت‌هایی» به او و همسرش زدند گفته بود: «به ما تهمت زدند که ایشان روابط نامشروع داشته است، من قول می‌دهم به همه مردم تا الان من هیچ چیز بدی از دکتر نجفی ندیدم؛ اگر رسانه‌ای که ادعای شفاف سازی دارد و به همسر من تهمت زده‌اند که رابطه نامشروع داشته، من می‌گویم اولاً ایشان شاکی خصوصی ندارد و در ضمن من خودم قول می‌دهم اگر هر مشکلی بود شفاف سازی کنم؛ ولی حق دیگران نیست در حریم زندگی خصوصی ما وارد شوند. تقریباً چند ماه پیش یک کلیپ در خارج از کشور ساخته شد که صدا‌های من را تقطیع و بریده بریده به هم وصل کرده‌اند تا مرا تخریب کنند؛ در حالی که واقعیت چیز دیگری بود. تمام حساب‌های بانکی من و آقای دکتر نجفی قابل بررسی است. اینقدر شفاف هستیم، بیایند بررسی کنند. ما هیچ چیز سیاهی در زندگی نداریم.»

میترا استاد در مورد ازدواجش با نجفی نیز گفته بود: «آقای دکتر نجفی از من خیلی محترمانه خواستگاری کردند و من هم بعد از مشورت با خانواده به ایشان جواب مثبت دادم. این زندگی سر گرفته است، دلیلی ندارد که عده‌ای دنبال حواشی باشند. هر موضوعی و مسئله‌ای پیش بیاید با مدرک و سند از آقای دکتر نجفی در رسانه‌ها اعلام می‌کنم. ما اردیبهشت ۹۷ با هم ازدواج کردیم و متأسفانه بر اساس عکس زناشویی ما گفته‌اند، چون رابطه نامشروع داشته با او ازدواج کرده است. تهمت زننده‌ها را به خدا واگذار می‌کنیم.»

همسر دوم نجفی در این گفتگو استعفای همسرش را بی‌ارتباط با ازدواجشان اعلام کرد و پس از آن حضور چندانی در رسانه‌ها نداشت و به جز یک مورد تکذیب خبری پیرامون نجفی اظهارنظر دیگری نداشت، تا اینکه صبح روز سه‌شنبه ۷ خرداد شاید برای آخرین بار خود و همسرش را به سر خط خبر‌ها کشاند، آن هم با مرگ.

مرگ میترا استاد خیلی زود فضای رسانه‌ای کشور را تحت تأثیر قرار داد، او ظهر سه‌شنبه در خانه‌اش در طبقه هفتم برجی در تقاطع بلوار خوردین و دادمان در شهرک غرب به ضرب گلوله کشته شد؛ برجی که منزل مسکونی‌اش در آن بوده و به گفته یکی از همسایه‌ها ساعتی قبل از اعلام خبر مرگ صدای درگیری از واحد مربوط به آنان شنیده شده است.

با مرگ میترا، اما بازهم خبری از نجفی نشد، تا اینکه سردار علیرضا لطفی رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ  در خصوص آخرین جزئیات پرونده قتل میترا استاد همسر محمد علی نجفی شهردار اسبق تهران، اظهار کرد: پس از بررسی‌های صورت گرفته و حضور ماموران پلیس آگاهی و بازپرس ویژه قتل استان تهران در محل جنایت، محمد علی نجفی به اتهام قتل همسر دومش دستگیر شد. همچنین؛ قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران گفت: محمدعلی نجفی لحظاتی پیش خود را به پلیس آگاهی تهران معرفی کرد. وی افزود: نجفی علت قتل همسردوم خود را اختلافات خانوادگی عنوان کرد. شهریاری بیان کرد: نجفی همسر خود را با شلیک دوگلوله به قلب و دست وی به قتل رسانده است.

 

نجفی با چه اسلحه‌ای همسرش را کشت؟

 

تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد، شهردار سابق تهران مسلح به یک قبضه برتا ۹۲ کالیبر ۹ میلی متر ساخت ایتالیا بوده است.

نجفی با چه اسلحه‌ای همسرش را کشت؟+عکسشهردار سابق تهران روز گذشته با شلیک ۵ گلوله همسر دوم خود - میترا استاد - را به قتل رساند.

وی ساعتی پس از ارتکاب این قتل، با مراجعه به پلیس آگاهی خود را معرفی و به قتل همسرش اعتراف کرد. نجفی همچنین سلاحی که مقتول را با آن کشته بود، تحویل پلیس داد.

تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد، شهردار سابق تهران مسلح به یک قبضه برتا ۹۲ کالیبر ۹ میلی متر ساخت ایتالیا بوده است. همانطور که در تصاویر منتشرشده نیز نشان داده می‌شود، ظرفیت خشاب این سلاح ۱۳ گلوله بوده که ۵ گلوله آن در صحنه قتل شلیک شده و ۸ گلوله در خشاب باقی مانده است. برتا از جمله سلاح‌های کارآمد و پرطرفدار در دنیاست که در بخش‌های مختلف نظامی، امنیتی و پلیس کشور‌های مختلف از آن استفاده می‌شود.

نجفی با چه اسلحه‌ای همسرش را کشت؟+عکس

نجفی با چه اسلحه‌ای همسرش را کشت؟+عکس

نجفی با چه اسلحه‌ای همسرش را کشت؟+عکس

  منبع : راسخون




برچسب ها: نجفی، استاد، قتل، ازدواج،
[ جمعه 10 خرداد 1398 ] [ 09:59 ق.ظ ] [ م.ف ]

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان + تصاویر

 

هنرمندان از اقشاری هستند که نوع زندگی، روابط و نحوه معاشرت‌شان مورد توجه مردم است؛ ازدواج و زندگی شخصی هنرمندان هم از مواردی است که برای طرفداران‌شان جذاب است.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  گاهی اوقات نوع ازدواج هنرمندان تا حدودی خلاف عرف جامعه است و اختلاف سنی زیاد میان سلبریتی ها و همسران‌شان به تازگی مورد توجه قرار گرفته‌است. چند وقت قبل ویدئویی منتشر شد که «ساعد سهیلی» در آن گفت همسرش «گلوریا هاردی» شش سال از او بزرگ‌تر است.

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

در برنامه جمعه شب خندوانه نیز «لادن مستوفی» از ازدواجش با «شهرام اسدی» که 20 سال از او بزرگ‌تر است گفت. این قبیل موضوع‌ها بازتاب زیادی در فضای مجازی داشته‌است. به همین بهانه در ادامه از هنرمندانی می‌گوییم که با همسران‌شان اختلاف سنی زیادی دارند و چند نکته روان‌شناسی درباره اختلاف سنی در ازدواج و موفقیت زندگی مشترک در اختیارتان می‌گذاریم.

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

 

رضا رویگری: ۴۳ سال

 «رضا رویگری» بازیگر و خواننده متولد ۱۳۲۵ با «تارا کریمی» متولد ۱۳۶۸ ازدواج کرده ‌است. اختلاف سنی این زوج ۴۳ سال است.

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

 


رامبد جوان: 11 سال

 «رامبد جوان» مرد خندوانه‌ای تلویزیون از همسرش «نگار جواهریان» ۱۱ سال بزرگ‌تر است. رامبد جوان متولد 1350 و نگار جواهریان متولد 1361 است.

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

بهرام بیضایی: 30 سال

 «بهرام بیضایی» کارگردان و نمایش‌نامه‌نویس با همسرش ۳۰ سال تفاوت سنی دارند. همسر او «مژده شمسایی» متولد ۱۳۴۷ و بازیگر سینما، تئاتر و چهره‌پرداز است.

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

 

سارا صوفیانی: ۲۸ سال

 «سارا صوفیانی» متولد ۲۶ فروردین ۱۳۶۴ است. این بازیگر با «امیرحسین شریفی» متولد ۵ اردیبهشت ۱۳۳۶ ازدواج کرده است.

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

 

امیریل ارجمند: 15 سال

 «یاسمینا باهر» عروس خاندان ارجمند ۱۵ سال کوچک‌تر از همسرش است. «امیریل ارجمند» متولد 1353 و «یاسمینا باهر» متولد 1368 است.

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر


شهرام شکیبا: 14 سال

  «شهرام شکیبا» متولد 1351 و همسرش «ستاره سادات قطبی» متولد  1365 است. او  ۱۴ سال با همسرش اختلاف سنی دارد.

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

 

بهروز افخمی: 17 سال

 «بهروز افخمی» کارگردان، متولد ۱۳۳۵ است و با «مرجان شیرمحمدی» متولد ۱۳۵۲ ازدواج کرده است. اختلاف سنی این زوج ۱۷ سال است.

 

اختلاف سنی عجیب بازیگران ایرانی با همسرانشان / علت ازدواج با اختلاف سنی زیاد چیست؟ + تصاویر

لادن مستوفی: 20 سال

 «شهرام اسدی» کارگردان روز واقعه  با «لادن مستوفی» بازیگر چند سال پیش ازدواج کردند و ۲۰ سال تفاوت سنی دارند.

 

1-علت ازدواج‌های با اختلاف سنی زیاد چیست؟

در تمام دوره‌ها از گذشته تا حال، افراد برای انتخاب همسر ملاک‌های متعددی داشته‌اند. برخی از این ملاک‌ها در گذر زمان از لحاظ اهمیت و قدرت تعیین‌گری دستخوش تغییراتی شده‌اند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها سن همسر است. این‌که چرا این اتفاقات رخ می‌دهد و مبنای روان‌شناختی چنین ازدواج‌هایی چیست، مقوله گسترده‌ای است اما به‌طورکلی افراد در فرایند انتخاب همسر، ناخودآگاه دنبال ویژگی‌های پدر یا مادر دلخواه خود در طرف مقابل هستند. به عبارت دیگر ملاک‌های ازدواج در آقایان و خانم‌ها، اگر به صورت دقیق بررسی شود، به نوعی بیانگر خواسته‌های درونی افراد از والدین ایده‌آل‌شان است. معمولا در ازدواج‌هایی که اختلاف سنی زیاد است و به‌خصوص وقتی سن آقا کمتر از خانم است، به صورت مبنایی و ریشه‌ای 

 

می توان رگه هایی از والد مطلوب را در ملاک‌های فرد پیدا کرد. از منظر اجتماعی یکی از مهم‌ترین ریشه‌های ازدواج‌های با اختلاف سنی زیاد، بی اعتمادی دختران و پسران نسل فعلی به یکدیگر است. به دلایل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی متعددی دختران و پسران به صداقت و توانمندی هم‌نسلان خود اعتمادی ندارند. بنابراین به افرادی از نسل بالاتر روی می‌آورند که تجربه بیشتری نسبت به آن‌ها داشته یا به حدی از بلوغ فکری و رفتاری رسیده‌باشند.

 

2-عشق مهم‌تر است یا سن؟

این‌که سن ملاک نیست و عشق مهم است، جذاب به‌نظر می‌رسد اما صحیح نیست. در واقع باید تفاوت سنی منطقی بین خانم‌ها و آقایان برای ازدواج وجود داشته‌باشد زیرا فرایند رشدی و تکاملی در زنان و مردان متفاوت است. پژوهش‌ها نشان داده‌است حداقل اختلاف سنی سه سال مطلوب‌ترین حالت ممکن برای یک ازدواج است اما این میزان بر اساس توانایی‌های فردی و قابلیت‌های بین فردی می‌تواند متغیر باشد. با این حال نمی‌توان به صراحت گفت اختلاف سنی بالا در ازدواج اشتباه است یا خیر. هر چه تفاوت سنی بیشتر باشد، امکان نزدیک کردن دیدگاه و فلسفه زندگی افراد با یکدیگر سخت‌تر می‌شود. سن و مقتضیات مربوط به آن نقش مهمی در خواسته‌های انسان از زندگی دارد.

 

3-یک توصیه به همسرانی که اختلاف سنی زیادی دارند

همسرانی که اختلاف سنی زیادی با یکدیگر دارند باید به یاد داشته‌باشند که هر اندازه از لحاظ ذهنی بتوانند خود را با مسئله تفاوت سنی‌شان سازگار کنند باز هم باید مهارت‌هایی بیاموزند تا با چالش‌های پیش روی‌شان منطقی‌تر برخورد کنند. خانم‌ها یا آقایانی که تفاوت سنی بیشتر از 10سال دارند، ممکن است همواره درباره وفاداری همسرشان نگران و مضطرب باشند. این گروه نیازمند کسب مهارت‌های بیشتری در خصوص توانمند کردن خود و ارتقای سطح روابط‌شان در زندگی مشترک هستند. یک مشاور خانواده حرفه‌ای می‌تواند در این زمینه کمک‌کننده باشد.




برچسب ها: هنرمندان، بازیگران زن، ازدواج، سن، سینما،
[ سه شنبه 25 دی 1397 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ م.ف ]

مهمان‌بازی هم کلاسی‌های دختر و پسر در خانه‌های مجردی، اتفاقی که در حال تبدیل شدن به یک پدیده جدید است. مع الاسف امروز نگرانی به ارتباط‌های ساده همکلاسی‌های جنس مخالف خلاصه نمی‌شود، اپیدمی ارتباط دختران و پسران هم‌دانشگاهی و هم‌کلاسی به تقلید از فرهنگ رایج غرب، دیگر تعجب‌برانگیز نیست.
مهمان‌بازی هم کلاسی‌های دختر و پسر در خانه‌های مجردی، اتفاقی که در حال تبدیل شدن به یک پدیده جدید است. مع الاسف امروز نگرانی به ارتباط‌های ساده همکلاسی‌های جنس مخالف خلاصه نمی‌شود، اپیدمی ارتباط دختران و پسران هم‌دانشگاهی و هم‌کلاسی به تقلید از فرهنگ رایج غرب، دیگر تعجب‌برانگیز نیست.

ظاهراً ازدواج سفید اسمی است که کارشناسان و صاحب‌نظران بر این پدیده‌ نهاده‌اند. ایجاد واژه و لغت بهترین کاری است که هنگام رواج ناهنجاری در کشور، انجام می‌شود اما ارائه راهکار برای رفع یا پیشگیری از این ناهنجاری‌ها بعد از سر دادن چند شعار و ارائه راه‌حل‌های قهری و جبری به دست فراموشی سپرده می‌شود.

گاهی اوقات برخی مسئولان کشور آنچنان از یک مسئله فرهنگی انتقاد و ابراز ناراحتی می‌کنند که گویی به وجود آورنده این ناهنجاری باید برای رفع آن بکوشد. اگر صدها همایش برگزار شود که ازدواج سفید بد است و نباید باشد و چرا و چگونه و... هیچ اتفاق مثبتی رقم نخواهد خورد.

جامعه هدف نگارش، صرفاً دانشجویان هستند و اینکه در جامعه و بین اقشار دیگر چه اتفاقی رخ می‌دهد اهمیت دارد اما هدف این نگارش نیست.

اینکه پسران یا دختران دانشجو خانه مجردی داشته باشند منحصراً محل ایراد نیست اما با ‌اشاعه ارتباط‌های بی‌حد و مرز بین دانشجویان جنس مخالف، رفت‌وآمد دختران و پسران هم‌کلاسی یا هم‌دانشگاهی در خانه‌های یکدیگر، دورهمی‌های شبانه و در نهایت زندگی دختر و پسر با یکدیگر به مدت چند سال، باید کمی به فکر بود. بعید نیست با پدیده‌هایی روبه‌رو شویم که حتی غربی‌ها مراقب باشند فرهنگ دانشگاهی ما به‌ دانشجویان آنها سرایت نکند.

شاید این حرف تکراری باشد که نباید دنبال مقصر گشت و به دنبال راه‌حل بود اما دقیقاً برعکس؛ باید دنبال مقصر گشت تا کم‌کاری نهادها و افراد مشخص شود در موضوعی مانند ازدواج سفید تنها نهادهای رسمی مقصر نیستند بلکه خانواده یکی از عوامل اصلی رواج این پدیده است.

گاهی عدم توان دانشگاه‌ها و امکان فراهم کردن تسهیلات رفاهی و خوابگاه به همه دانشجویان و گاهی خواسته فرزند برای زندگی در خانه مجردی باعث می‌شود که خانواده‌ها به زندگی فرزندشان اعم از دختر و پسر در خانه‌های مجردی ظاهراً به همراه دوستانش تن دهند. حال آنکه برخی خانواده‌ها در سال یک بار هم به فرزندان خود سر نمی‌زنند و از وضعیت زندگی او بی‌خبر هستند و همین باعث می‌شود که جوان به یکباره از آغوش خانواده رها شده و بدون احساس نظارت و کنترل به هر رفتار و خلق و خویی گرایش پیدا کند.

دلایل گرایش به خانه های مختلط
خوابگاه‌های خودگردان، پذیرش دوره نوبت دوم یا همان شبانه، عدم ارتباط مناسب خانواده و دانشگاه، عواملی است که دانشجویان را به سمت خانه‌های مجردی و در ابتدا با هم‌کلاسی‌های پسر خود سوق می‌دهند.

برخی دانشگاه‌ها امکان ارائه خدمات خوابگاهی به اصلاح با نرخ دولتی به همه دانشجویان ندارند و بیش از ۹۰ درصد دانشگاه‌ها نیز به دانشجویان دوره شبانه خوابگاه روزانه نمی‌دهند و خوابگاه‌هایی تحت عنوان خوابگاه خودگردان در نظر گرفته‌اند.

هرچند بسیاری از خوابگاه‌های خودگردان تحت نظر مستقیم دانشگاه‌هاست اما اجاره‌بها و شرایط این خوابگاه‌ها باعث می‌شود که خانه مجردی گزینه مناسب‌تری به حساب بیاید.

وقتی چهار تا هشت نفر در یک اتاق ۱۵ یا ۲۰ متری زندگی می‌کنند و نرخ همین اتاق در شهری مانند تهران به ازای هر نفر بیش از ۷۰۰ هزار تومان است، بسیاری از دانشجویان به‌ویژه در تحصیلات تکمیلی ترجیح می‌دهند با همین مبلغ خانه مناسبی در سطح شهر اجاره کنند که شرایط بسیار بهتری نسبت به خوابگاه‌های خودگردان و اتاق ۲۰ متری دارد.

در این بین برخی خانواده‌ها و حتی دانشجویان تا پیش از پذیرش در دانشگاه‌ اطلاع ندارند که دانشجویان دوره شبانه از بسیاری از تسهیلات رفاهی بی‌بهره هستند و پس از ثبت‌نام و مراجعه برای دریافت خوابگاه با این واقعیت روبه‌رو می‌شوند.

از طرف دیگر هیچ دانشگاهی در کشور وجود ندارد که مسئولان فرهنگی آن به طور مداوم با خانواده‌های دانشجویان در ارتباط باشند و آنها را از وضعیت فرزندشان در دانشگاه یا حتی وضعیت فرهنگی جامعه و زمینه‌های به‌وجود آمدن ناهنجاری‌های موجود در سطح آن، آگاه کنند. به همین دلیل خانواده‌ها بعد از دانشجو شدن فرزندان‌شان به‌ویژه در شهرهای بزرگ به‌کلی از وضعیت ذهنی و شرایط فرهنگی او بی‌اطلاع می‌شوند.

دانشگاه؛ مقصر اصلی!
به‌هرحال نمی‌توان از فرهنگ گفت و از مهم‌ترین ابزار کشور برای آگاهی‌بخشی در جامعه نامی نبرد. شاید کمترین زمان‌ برنامه در رسانه ملی کشور مربوط به دانشجویان، دانشگاه‌ها و وضعیت فرهنگی آنها باشد. بیش از ۷۰ درصد نسل جوان کشور به دانشگاه‌ها ورود می‌کنند اما متأسفانه صداوسیما تاکنون هیچ برنامه مؤثری در قالب فیلم که اصولاً تأثیرگذاری بیشتری داشته و برنامه‌هایی مانند مباحثه، میزگرد، نشست و... برگزار نکرده است.

با وجود این اطلاع‌رسانی ضعیف‌، بسیاری از والدین در شهرهای کوچک و دور از پایتخت از وضعیت فرهنگی دانشگاه‌ها مطلع نیستند که این وظیفه مستقیماً به رسانه ملی برمی‌گردد.

به‌هرحال در اوج تدبیر مسئولان ما، پدیده‌ مثبت صله رحم به ناهنجاری‌های دورهمی‌ شبانه و مهمان‌بازی دختران و پسران و ازدواج به سبک زندگی موقت دانشجویان دختر و پسر در یک خانه تبدیل شده و نهایتاً نام دانشجو به عنوان قشر فرهیخته جامعه خدشه‌دار شده است. آیا وقت آن نرسیده مسئولان پنجره‌ها را باز کنند تا کمی هوای نامساعد فرهنگی دانشگاه‌ها به مشامشان برسد تا شاید دیگر شاهد تبدیل پدیده‌های مثبت به ناهنجاری‌ها نباشیم؟

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :




برچسب ها: ازدواج، سفید،
[ چهارشنبه 7 آذر 1397 ] [ 12:11 ب.ظ ] [ م.ف ]

جوانی که آرزو داشت همزمان با 2 زن ازدواج کند, در یک روز با دختر عمو و دختر عمه اش ازدواج کرد!

ازدواج همزمان با 2 زن

در اتفاقی نادر، جوان سومالیایی با دختر عمو و دختر عمه اش در یک روز ازدواج کرد تا بنا به گفته ی خود به رؤیای کودکی اش رنگ واقعیت ببخشد. این ازدواج عجیب جنجال زیادی در فضای مجازی سومالی برانگیخته است.

«سحردی ابراهیم عوض» می گوید: هر دو همسرش را به یک اندازه می شناسد و به مدت مساوی هشت ماه عاشق هر کدام از آنها بوده است. همین ها کافی بود تا او به فکر چنین ازدواج دور از انتظاری کشیده شود.

او یک روز تصمیم گرفت تا بزرگترین ماجراجویی زندگی اش را مرتکب شود و دو دختر را از خواست قلبی اش آگاه کند.‌ موضوع وقتی جالب شد که آن دو از پیشنهاد ازدواج سحردی استقبال کردند و گفتند از این که هووی هم بشوند مشکلی ندارند و چه خوب که مراسم ازدواجشان در یک روز و یک ساعت باشد  تا به هم حسودی نکنند.

این جوان سومالیایی می گوید: از بچگی آرزو داشتم تا با دو زن در یک روز ازدواج کنم، همیشه به آن فکر می کردم تا این که تقدیر امسال من را به رؤیایم رساند.‌


ازدواج همزمان با دختر عمو و دختر عمه

ازدواج همزمان با دختر عمو و دختر عمه

دو دختر که دختر عمه و دختر عموی او هستند قول داده اند که در خوشبخت نمودن همسرشان گوی سبقت را از یکدیگر بربایند، با این حساب به نظر می رسد روزهای خوشی در انتظار این جوان سومالیایی رؤیاپرداز خواهد بود.‌

برخی رسانه های این کشور لقب شهریار سومالی (اشاره به شهریار داستان هزار و یک شب) را به او داده اند؛  یکی از سایت های خبری تیتر زده: شهریار سومالی...جوانی که با دو زن در یک شب ازدواج کرد!




برچسب ها: ازدواج،
[ پنجشنبه 14 تیر 1397 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ م.ف ]
مهران مدیری در اولین برنامه از فصل سوم برنامه «دورهمی»، رو به‌روی محمدرضا شریفی‌نیا، بازیگر پرحاشیه سینمای ایران نشست و با او به گفتگو پرداخت.
 
شریفی نیا: با رز رضوی، فقط محرم بودیم 

مدیری که در ابتدای صحبت‌هایش با شریفی‌نیا به دشوار بودن گفت‌وگو با او اشاره کرد، ابتدا از این بازیگر خواست تا درباره علاقه‌مندی‌اش به این حوزه بگوید که شریفی‌نیا در توضیح گفت: «از همان دوران تحصیل و کلاس‌های فوق برنامه‌ای که در مدارس برگزار می‌کردند، فعالیت‌های فرهنگی هنری و مناسبت‌ها را اجرا کردیم و کم کم به کتابخوانی علاقه‌مند شدم و کتابخانه‌ای در خانه برای خودم درست کردم. همچنین پس از آن مدتی به تئاتر رفتم و بعد از دوران انقلاب اسلامی کارگردانی را شروع کردم و بلافاصله وقتی دیپلم گرفتم، معلم شدم.»

این بازیگر پرکار سینما که این روزها فیلم «خالتور» را بر پرده سینماها دارد، درباره بازی کردن در نقش مردهای دو‌زنه در سینما اظهار داشت: «من نقش مردهای دو زنه را زیاد بازی کردم و باز هم بازی خواهم کرد. چون با خودم عهد کردم تا زمانی که این هشدار بین خانواده‌ها نهادینه شود، نقش مرد دو زنه را بازی کنم. من معتقدم به لحاظ روانشناسی خانواده‌ها و روانشناسی زن، این فیلم‌ها یک هشدار است.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به شایعات ازدواجش با رز رضوی، بازیگر سریال «ملکوت» اشاره کرد و گفت: «چند سال پیش در یک برهه زمانی تصمیم گرفتند تعدادی از هنرمندان را به سفر مکه ببرند و به ما سهمیه حج دادند. در آن سفر هر خانم زیر ۴۰ سال بنا به مقررات باید با یک مَحرم آقا سفر می‌کرد، به همین دلیل صیغه کوتاه مدتی بین هر دو نفر از خانم‌ها و آقایان خوانده شد. در آن سفر ملیکا دخترم هم بود، رز رضوی دوست ملیکا نیز همراه ما بود، این امری طبیعی است اما برای ما تبعات داشت و در ایران یک روزنامه با شیطنت این اقدام را ازدواج تلقی کرد​.»


برچسب ها: شریفی نیا، رز رضوی، ازدواج،
[ جمعه 24 آذر 1396 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ م.ف ]
این دختر و پسر جوان قصد داشتند روز ولادت حضرت علی (ع) در زندان و در مراسمی ‌با هم عقد کنند اما امیر مخالف این کار شد و می‌خواهد پس از آزادی این مراسم را برگزار کند.
 
پرستو ۲۸ ساله دختر جوانی است که پس از آشنایی با یکی از هم سلولی‌های برادرش که متهم به قتل است تصمیم به ازدواج با وی گرفته تا بتوانند پس از کمک و رهایی مرد مورد علاقه اش از زندان با هم زندگی کنند.
 پرستو دختر تحصیلکرده و آرامی‌است که نخستین بار وقتی به ملاقات برادرش می‌رود با جوان بی انگیزه و ناراحتی روبه رو می‌شود که در صحبت با مادرش اصرار بر بی‌گناهی می‌کند و همین حرف‌ها باعث کنجکاوی دختر جوان می‌شود.این دختر پس از پایان ملاقات به سراغ مادر هم سلولی برادرش می‌رود و از وی می‌خواهد تا شماره اش را در اختیار امیر بگذارد تا درباره روز حادثه که امیر را به اتهام قتل دستگیر کرده‌اند اطلاعات بیشتری بگیرد تا شاید بتواند کمکش کند.
 امیر در نخستین تماس تلفنی و در حالی که از زندگی اش ناامید شده بود با دختر جوان درباره روز حادثه حرف می‌زند و ادامه تماس‌های تلفنی این دو جوان به جایی می‌رسد که پرستو به پسر زندانی علاقه‌مند می‌شود تا حدی که تصمیم به ازدواج با وی می‌گیرد.
 پرستو  آخرین روزهای فروردین ماه سال جاری با حضور در دادسرای امور جنایی تهران درخواست ازدواجش با قاتل جوان در زندان را مطرح کرد و از قاضی شهریاری سرپرست دادسرا  برای انجام این کار کمک خواست.
 این دختر و پسر جوان قصد داشتند روز ولادت حضرت علی (ع) در زندان و در مراسمی ‌با هم عقد کنند اما امیر مخالف این کار شد و می‌خواهد پس از آزادی این مراسم را برگزار کند.
 امیر برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش سنگ بزرگی را پیش روی خود دارد و آن پرداخت دیه ۵۰۰ میلیون تومانی برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول است.
 گفت‌وگوی همزمان با پرستو و امیر در زندان
امیر و پرستو که حدود ۵ ماه است با هم آشنا شده‌اند به صورتی حرف می‌زنند که انگار سال‌هاست آنها همدیگر را می‌شناسند و از صدای هم انرژی می‌گیرند و خیلی واضح می‌توان حس علاقه‌مندی این ۲ جوان را درک کرد.
 چطور با هم آشنا شدید؟
امیر: پرستو برای ملاقات برادرش آمده و در سالن ملاقات همدیگر را دیدیم و از همانجا بود که با هم آشنا شدیم.
 شماره تلفن پرستو را چطور به دست آوردید؟
امیر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت از مادرم خواستم که شماره پرستو را بگیرد.
 سکوت پرستو با خنده شکسته شد و گفت: راستش من شماره ام را به او دادم، آن روز امیر ناراحت بود و خواستم علت ناراحتی اش را بپرسم و از مادرش خواستم شماره ام را به او بدهد که وی نیز خواست خودم این کار را بکنم که کمی با امیر حرف زدم و شماره‌ام را به او دادم تا با من تماس بگیرد.
 از همان روز اول نسبت به همدیگر احساس داشتید یا نه؟
پرستو: نه اصلاً قرار نبود کارمان به اینجا کشیده شود و فقط بحث کمک و کنجکاوی بود که با امیر تلفنی صحبت کردم.
امیر: فقط بحث همدردی بود و هیچ احساسی بین ما وجود نداشت.
 به چه اتهامی‌زندان افتادی؟
امیر ابتدا با یادآوری روز حادثه سکوت کرد و نمی‌خواست آن روز را دوباره به یاد آورد اما اصرار پرستو سکوتش را شکست و در حالی که از پرستو کمک می‌گرفت، گفت: دی ماه ۸۸ برادرم حسین یک کتانی خریده بود و خواهرزاده ام محمد که همسن من بود و اعضای خانواده اش نیز با ما در یک ساختمان زندگی می‌کردند، روز حادثه محمد کتانی حسین را برداشته بود و سر این موضوع با هم درگیر شده بودند. محمد پس از ۲ ساعت به جلوی ساختمان آمد و حسین را برای کتک کاری به بیرون ساختمان کشید.
 خواب بودم که صدایم کردند و گفتند که حسین و محمد با هم دعوا می‌کنند، با عجله جلوی ساختمان رفتم و دیدم که برادرم از ناحیه پهلو هدف چاقوی محمد قرار گرفته و خواهرزاده‌ام با دیدن من به سمتم حمله کرد و ضربه ای به دستم زد که توانستم چاقو را از دستش بگیرم، محمد پا به فرار گذاشت و من در تعقیبش بودم که پایش به جدول گیر کرد و به زمین افتاد و من نیز همراه او برای گرفتنش روی زمین افتادم و وقتی به خودم آمدم دیدم چاقو به کمر محمد فرو رفته است.
 در دادگاه هم این حادثه را بازگو کردی؟
امیر: بله، اما آنها می‌گفتند یا تو ضربه را زدی یا برادرت . پدر و مادرم پیر هستند و چون با برادرم در زندان بودیم و نگران پدر و مادرم بودیم من گفتم که ضربه را من زدم و همین باعث شد که برادرم آزاد شود و من به اعدام محکوم شوم.
 خانواده خواهرت رضایت نمی‌دهند؟
امیر: خواهرم سال گذشته رضایتش را اعلام کرد اما دامادمان می‌گوید بی پول است و باید برای رضایتش پول درخواستی را به آنها بپردازم.
  شنیدم قرار است با هم ازدواج کنید؟
امیر: پرستو اصرار دارد که در زندان با هم عقد کنیم اما من مخالفت کردم.
 چرا؟
امیر: من یکبار اشتباه کردم و زندگی یک جوان را گرفتم و زندگی خودم را هم تباه کردم، معلوم نیست من تا کی زنده باشم و شاید این حکم خیلی زود اجرا شود. چرا بخواهم با یک اشتباه دیگر زندگی یک دختر را خراب کنم؟! من پرستو را خیلی دوست دارم و تصمیم دارم با او ازدواج کنم اما نه در زندان بلکه بعد از آزادی‌ام.
 پیشنهاد ازدواج از سمت چه کسی بود؟
محمد: پیشنهاد ازدواج از طرف من بود.
پرستو که در این مدت سکوت کرده بود پس از پاسخ این سؤال گفت: راستش می‌خواستم بروم امیر را ملاقات کنم اما فقط خانواده درجه اول می‌توانند با زندانی ملاقات کنند. آنجا بود که به امیر گفتم من که می‌خواهم کارهایت را انجام بدهم تا آزاد شوی و می‌خواهم با هم ازدواج کنیم سپس می‌روم پیش قاضی شهریاری و ماجرای ازدواجم را با آنها مطرح می‌کنم که امیر پذیرفت و ابتدا فقط برای دیدن بود و ملاقات بود که الان این موضوع خیلی جدی تر شده است.
 خانواده‌هایتان خبر دارند؟
پرستو: بله، همه اعضای خانواده‌ا‌م می‌دانند فقط پدرم کمی‌ مخالفت می‌کند.
امیر: خانواده‌ام همه در جریان هستند و از صحبت‌هایمان هم خبر دارند و موافق هستند.
 آیا پولی برای پرداخت دیه جمع شده؟
امیر: خبر نداریم.
 برای آینده چه برنامه‌ای دارید؟
امیر: خیلی کارها دارم و اول از همه چیز برای سربازی ام می‌روم.
 چقدر از سربازیت مانده؟
امیر: فکر کنم حدود ۱۱ ماه بود که به زندان افتادم.
پرستو  در جواب امیر گفت: ۸ ماه از خدمت سربازی اش می‌گذشته که این اتفاق افتاده است.
 فکر کنم شما از خیلی وقت پیش همدیگر را می‌شناسید که پرستو اطلاعات بیشتری دارد؟
پرستو: آنقدر رفتم سؤال کردم، آنقدر رفتم از همسایه‌ها و فامیل‌هایشان درباره امیر پرس‌وجو کردم که از همه زندگی امیر اطلاع دارم.
 این پیگیری‌ها و سؤالات برای چه بود؟
پرستو: چون می‌خواستم مطمئن بشوم که امیر بی گناه است.
 مطمئن شدید؟
پرستو: همه همسایه‌ها دیده بودند که امیر و خواهرزاده‌اش می‌دونــــد و هر دو روی زمین افتاده اند و امیر قصد کشتن نداشته که این اتفاق رخ داده است و همه می‌گفتند که امیر بی گناه است.
امیر: چون این اتفاق در کوچه رخ داده خیلی‌ها  شاهد بودند.
 برای خودت وکیل گرفته‌ای؟
امیر: نه، خیلی سال است که از این اتفاق گذشته و حکم صادر شده است و به صراحت گفتم که کشتم.
پرستو: وقتی به امیر می‌گفتم وکیل بگیر آنقدر ناامید بود که می‌گفت من ۲ ماه بیشتر زنده نیستم پس چرا بی‌خودی وکیل بگیرم.
امیر: نمی‌دانستم خدا قرار است فرشته امید به زندگی‌ام بیاورد.
 قرار بود که روز ولادت حضرت علی(ع) با هم عقد کنید؟
پرستو: امیر قبول نمی‌کند و هر چه من می‌گویم نمی‌پذیرد، مثل فیلم‌های هندی شده من همه‌اش دارم از امیر خواستگاری می‌کنم و دنبالش می‌دوم.
 امیر با شنیدن این مثال در حالی که می‌خندید، گفت: نمی‌دانم قرار است زنده بمانم یا نه، می‌خواهم تکلیفم روشن شود و اگر مردم کمکم کنند که آزاد شوم با پرستو ازدواج می‌کنم.
 هر روز با هم تماس دارید؟
پرستو: بله روزی ۸ ساعت.
 شایعه شده که ماجرای ازدواج شما فقط یک داستان برای آزادی امیر است؟
امیر: نه اصلاً این شایعه درست نیست و اصلاً قرار نبود این ماجرا رسانه ای بشود و حتی وقتی من این مطلب را در روزنامه خواندم شوکه شدم و به پرستو اعتراض کردم و شنیدم او وقتی برای بار دوم به دادسرا می‌رود باز از سوی خبرنگاران هدف قرار می‌گیرد و ماجرای عقد ما در روز ولادت حضرت علی(ع) به چاپ می‌رسد.
 پرستو: فکر کنید که شایعه باشد. اگر مردم کمک کنند جان یک نفر را نجات بدهند اشکال دارد؟! من و امیر واقعاً به هم علاقه داریم و می‌خواهیم ازدواج کنیم و تنها سنگی که جلوی راهمان است مسأله پرداخت دیه است.
 از مردم چه توقعی دارید؟
امیر: من از مردم توقعی ندارم چون این اتفاق ( اعدام) در مورد من رخ می‌دهد و هیچ کس را ناراحت نمی‌کند ولی من جوان هستم و در یک اتفاق خواهرزاده ام کشته شد و متهم شناخته شده‌ام و همه امیدواری‌ام آزادی و پرداخت دیه است که به زندگی برگردم.
 امیر! از روزی که با پرستو آشنا شده ای رفتارت تغییر کرده؟
امیر: بله، آدم ناامید و افسرده‌ای بودم که به آزادی هم فکر نمی‌کردم، اما از روزی که با پرستو آشنا شدم و همدیگر را شناختیم کلی روحیه و امید پیدا کردم و به آینده نگاه می‌کنم.
 خانواده‌ات نتوانسته‌اند این  پول را تهیه کنند؟
اگر می‌توانستند در این ۸ سال تهیه می‌کردند؛ ما قشر ضعیف جامعه هستیم. پدرم با ۸ بچه، باغبان مدرسه است و نوه‌هایمان هم با ما زندگی می‌کنند و شما حساب کنید یک باغبان چقدر پول دارد که بتواند خرجی این بچه‌ها را بدهد.
 حرف آخر؟
امیدواریم کمکمان کنند تا بتوانیم آزادانه به زندگی مان ادامه دهیم و حسرت روزهای از دست رفته را نخوریم. امیر در پایان گفت: اگر پول تهیه نشود من اعـــدام می‌شوم و سخت ترین لحظه زنـــــدگی ام را در کوتاه ترین زمان تجربه می‌کنم. در طول این زمان کوتاه فقط به این فکر می‌کنم که پرستو با نبود من چه می‌کند این احساس هر روز مرا آزار می‌دهد چون من که دیگر نیستم ولی پرستو زنده است.
 کسانی که حاضر به کمک به این زوج جوان هستند تا با پرداخت دیه و رضایت خانواده مقتول این ۲ جوان به هم برسند به سرپرستی دادسرای امور جنایی یا شعبه اجرای احکام دادسرای ناحیه ۲۷ تهران مراجعه کنند.




برچسب ها: ازدواج، زندان، اعدام، عروسی،
[ دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ] [ 12:15 ب.ظ ] [ م.ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ خبرها ، مطالب و موضوعات مختلف آموزنده و كاربردی برای شما عزیزان قرار میدهیم.وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لایَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرَّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ اِلاّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ فِی ظُلُماتِ الْاَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اِلاّ فی کِتابٍ مُبین
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :